محمد مهريار
356
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
در زبان حاضر به صورت « سو » وجود دارد . مثلا چراغ از دور « سوسو » مىكند و يا « سو مىزند » يعنى نور چراغ از دور مىتابد و يا « سوى چشم » و امثال اينها . بنابراين توضيح ، مىبينيم كه خورزوق معادل است با « خورسوك » يعنى نور آفتاب . ديه در سرزمين وسيع آفتابزده از نور آفتاب بهرهمند مىشود و خود هم به اين مناسبت نور آفتاب ، معادل « خورسوك » نامگذارى مىشود . تا اين بحث را به پايان نبردهايم ، بگوييم كه در سرشمارى سال 1345 اين ديه 3920 نفر جمعيت داشته است « 1 » و امروز به ناچار جمعيت آن بيشتر شده است « 2 » و آب آن كمتر تا به حدى كه از آب اصفهان براى آن لولهكشى كردهاند . خورميز Xurmiz خورميز نام دو ديه است ، بالا و پايين . از دهستان حومهء مهريز . دربارهء جامعهشناسى روستايى مهريز و مضافات آن در ذيل عنوان مهريز و منگآباد توضيح كافى داده شده است . اجمالا بايد دانست كه دهستان مهريز از مراكز مهم آبادى و حضارت ايران ( يزد ) بوده است و خود اين نامهاى كهن دليل بر قدمت آنهاست در تمام ناحيه كه از آب قنات مشروب مىشود نوع معيشت مخصوص و متكى به نفس و استحكام فوق العاده در اخلاق و آداب و عادات به چشم مىخورد . در اينباره نيز در عناوين مهريز و منگآباد توضيح كافى دادهايم و در اينجا مىپردازيم به نام با شكوه آن . واژهشناسى : خور تخفيف يافتهء همان كلمهء خورشيد است كه با شكوه و فخامت بسيار در زبان فارسى آمده است و با آن آشنا هستيم صورت ديگر اين واژه همان « هور » است كه هر دو از يك اصل و منشأ با دو تلفظ آمدهاند و جزء دوم « ميز » هم مخفف يك كلمهء كهن اوستايى است . در اوستايى واژهء ( Myazda ) « ميزد » كه اصل و بنياد واژهء « ميز » است به معنى « مهمان » آمده است و در فارسى حاضر هم به همين معنا مورد استعمال دارد . « 3 » كلمهء
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 22 . ( 2 ) - جمعيت شهر خورزوق در سال 1375 به 17821 نفر رسيده است . ( 3 ) - ن . ك . به : برهان قاطع ، ذيل همين عنوان . اساسا واژههاى : ميز ، ميزبان ، ميهمان و ميده همه از همين ريشه است .